|
هوالمحبوب حكايت دوست داشتن من و تو ميگم دلتنگتم ميگه اگه بودي يه سري ميزدي يا يه اس ام اس خشك و خالي ميفرستادي ميگم دوست دارم ميگه اگه دوست داشتي يه جوري بهم ثابت ميكردي. حتي با يه شاخه گل ..... كم و بيش همه ما اين گفتگو رو يا تجربه كرديم و يا شنيديم. اشتباه نكنين قصد ندارم در مورد روابط بين ادمها بگم. بلكه ميخوام از يه رابطه خاص براتون حرف بزنم. شايد اگر اين گفتگو رو به امام زنده و حاضرمون تعميم بديم كم لطفي و يا خداي نا كرده بي احترامي كرده باشيم ولي از اونجا كه در ايام عزيزي هستيم جا داره پيش خودمون فكر كنيم اين همه كه ميگيم دوستون داريم چه كاري در جهت اثبات اين دوستي كرديم و اگر چشم انتظار هستيم چه كاري واسه تشريف فرماييشون انجام داديم. يادمون نره براي اين خاندان مطهر هركاري كه بكني حتي اگه كوچيك هم باشه بي پاسخ نميمونه. حتي اگر يه صدقه ده تومني باشه ..... روي ماه خداوند رو با محبت اين خاندان عاشقانه ببوسيد. حق نگه دارتان + نوشته شده در پنجشنبه 17 مرداد1387 0:30 توسط ناشناس |
روزهاي اسماني ميلاد با سعادت امامان معصوم اجداد بزرگوارم امام حسين (ع) و امام زين العابدين (ع) و عموي با وفايم حضرت ابوالفضل عباس را به محضر مقدس و شكوهمند امام زمان (عج) و شما همراهان گرامي تبريك و تهنيت عرض مينمايم. اميد است دوستان در اين ايام عزيز و مبارك حاجات خود را از محضر اين امامان رئوف مسئلت دارند. شاديهايتان فزون باد.
+ نوشته شده در دوشنبه 14 مرداد1387 23:34 توسط ناشناس |
بهار دلها مردي به خدمت رسول اكرم (ص)امد و از فقر شكايت كرد. پيامبر مهر و رحمت (ص) فرمودند : هرگاه وارد منزل خود شدي سلام كن خواه در ان كسي باشد و يا نباشد و بر من سلام فرست و سپس سوره اخلاص را بخوان. ان مرد چنين كرد و در اندك زماني توانگري و سعادت به او روي اورد. از امام سجاد (ع) روايت شده است كه يك صلوات در ماه شعبان برابر ده صلوات در ماههاي ديگر است . اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم + نوشته شده در دوشنبه 14 مرداد1387 1:16 توسط ناشناس |
ماه گلباران شعبان شد و پيك عشق از راه رسيد عطر نفس بقيه الله(عج) رسيد با جلوه سجاد و ابوالفضل و حسين يك ماه و سه خورشيد در اين ماه رسيد حلول مبارك ماه شعبان بر شما عزيزان مبارك باد. اميدوارم در اين ماه دعاها مستجاب و حاجات شما روا گردد. انشاالله در سايه سار رحمت حق + نوشته شده در دوشنبه 14 مرداد1387 1:12 توسط ناشناس
هوالبصير چند وقت پيش (وقتي ميگم چند وقت منظور چند ماه پيش) با دوستي در رابطه با بزرگترين مشغله امروزي بشر صحبت ميكرديم. جمله جالبي گفت كه منو به ياد سخنان بزرگواري انداخت كه چند سال پيش به خدمتش رسيدم.خدا رحمتش كنه ايشون در باب احوال مردم اينجوري تعبير ميكردند كه ....... ( ادامه مطلب ) + نوشته شده در یکشنبه 13 مرداد1387 0:17 توسط ناشناس |
اوازي از اسمان مدتها بود كه روياها رنگ صداقت به خود ميگرفتند و در گذرگاههاي مكه اواز السلام عليك يا رسول الله (ص) بر ميخواست. عادت بر اين بود در هر سال، ماهي را به خلوت بنشيند و به مناجات برخيزد. تا انروز كه صدايي اشنا بر او رسيد بخوان بنام پروردگارت...... مرد مهربان از انزمان شد رسول مهر و رحمت فرارسيدن مبعث خاتم النبيا (ص) جد بزرگوارم حضرت محمد مصطفي (ص) را به محضر مقدس فرزند بزرگوارشان حضرت بقيه الله اعظم (عج) و شما دوستان و سروران گرامي تبريك و تهنيت عرض مينمايم. شاديهايتان فزون و دعاهايتان قرين استجابت باد. حق نگه دارتان + نوشته شده در چهارشنبه 9 مرداد1387 0:28 توسط ناشناس
لطايف الحيل بي وفايي سگي مرغي را گفت چون باشد كه به لقمه ناني در پي صاحبم روم و تو از پس اين همه مهرباني، براي گرفتنت به رنجش افتند ! مرغ گفت : مرغان بيشماري در مطبخ سرخ شده ديده ام و تو يك سگ نديده اي ..... كار براي خدا باني مسجدي در حال تماشاي چسباندن كاشي به نام خويش بر سر درب مسجد بود.رندي رسيد و گفت : بگو تا نام مرا بر ان نويسند كه اگر براي خداس چه به اسم من باشد چه به اسم كل عباس..... گربه سلطاني شخصي در بغداد از دست ازار گربه اش او را با قير به تخته اي چسباند و در شط رهايش كرد. از قضا خليفه او را ديد.دستور به خلاصي گربه داد و گفت حكمي نويسند و بر گردن گربه اندازند كه اين گربه در امان خليفه ميباشد.... چند روزي گذشت و گربه به خانه صاحبش برگشت.صاحبخانه با ديدن حكم گربه را برداشته و با كليد خانه به نزد خليفه رفت. گفت امده ام در حضور شما خانه را به نام گربه كنم كه انوقتي كه حكم نداشت ازارش به اسمان ميرسيد واي به امروز كه حكم هم به گردن دارد... + نوشته شده در سه شنبه 8 مرداد1387 20:42 توسط ناشناس |
سلام كلامي از عزيزي چند روز پيش در يكي از مراكز درماني بودم.يكي از بيماران وقتي برخورد خوبي ديد شروع به حرف زدن كرد. از باقي ماندن اسم نيك و بد حرف ميزد. از كهولت سنش ميشد فهميد كه سواد زيادي نداره ولي زيبا و دلنشين حرف ميزد. جمله اي گفت كه تا مدتي منو به فكر فرو برد.جمله اين بود : كفن جيب نداره.... و منظور او از اين جمله اين بود كه ادمي هيچ چيزي جز نامي از خود به يادگار نخواهد گذاشت.حال اين نيك باشد يا بد روي ماه و مهربان خداوند را با به يادگار گذاشتن نام نيك عاشقانه ببوسيد. حق نگه دارتان + نوشته شده در سه شنبه 8 مرداد1387 0:1 توسط ناشناس |
خورشيد در زندان هارون را گفتند افتاب را به بند كشيده و اورديم. گفت ميزباني را به شقاوت سندي بن شاهك نميشناسم.به او بسپاريدش. گرما و سرماي مخوفترين زندان هارون را تحمل نمود و دم بر نياورد. از او جز مهرباني و محبت ديده نشد.گاه بود كه حتي زندانبان خويش را از دعاي خير محروم نميكرد.هارون را خبر اوردند كه چه نشستي زندانبان خود زنداني محبت موسي بن جعفر گشته.گفت كس ديگر بگماريد تا بلاخره بعد از پنجاه و پنج سال حبس به زهر كين و اتش حسد او را به شهادت رساند. گويند پيكر مطهر را در منظر عوام گذاشت تا بگويد موسي به مرگ طبيعي رفت. عاقبت پيكر نحيف و استخواني خورشيد در اغوش خاك ارميد. شهادت هفتمين اختر اسمان ولايت و امامت ،امام موسي كاظم را به پيشگاه مقدس امام رضا (ع) و امام زمان (عج) و شما دوستان گرامي تسليت عرض مينمايم. حق نگه دارتان + نوشته شده در یکشنبه 6 مرداد1387 23:43 توسط ناشناس
هوالسلام بهار دلها شخصي به نزد سلطاني رفت و اينطوري تعريف كرد: مدتي بود كه بدهي سنگيني بر گردن من افتاده بود.به همين خاطر مدتها انواع و اقسام دعاها رو ميخوندم تا خدمت رسول اكرم (ص) برسم.از قضا ديشب در عالم رويا خدمت ايشون رسيدم و شرح بيچارگي خودمو گفتم.ايشون گفتن كه به خدمت شما بيام و از شما بگيرم...... ( ادامه مطلب ) + نوشته شده در یکشنبه 6 مرداد1387 0:24 توسط ناشناس |
|